تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
168
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
ديگرى نيز بساخت و جوىها كند و پلها ببست . چون بيشتر روزگار او سپرى شد « 1 » و سوخرا تدبير ملك او همىكرد و كارهاى او را راه مىبرد ، مردم به سوخرا گرائيدند و در كارها روى به او آوردند و كواذ را سبك داشتند و در فرمان او سستى كردند . چون سال كواذ بيفزود « 2 » و در كارها آزموده گشت ديگر آن را برنتافت و به آن خرسند نشد . پس به شاپور رازى كه سپهبذ « 3 » مملكت او و از خاندان مهران « 4 » بود نوشت تا با
--> در اينجا افزوده است ارزشى ندارد . در عراق و جاهاى ديگر نواحى مختلفى به نام كواذ ناميده شده است . بلاذرى ( ص 194 ) مطالب جالب توجّهى دربارهء بناها و استحكامات او در ناحيهء قفقاز دارد . ( 1 ) - اشتباه است ! اگر مطلب اينجا را باور كنيم دليل محكمى مىشود بر اينكه سقوط اين مرد مقتدر پس از بازگشت او از تبعيد بوده است . امّا سياق مطلب مقتضى تصحيحى در متن است . ( 2 ) - اشتباه است ! ( 3 ) - در عربى اصبهبذ البلاد است . در فارسى بايستى ايران سپهبذ ( ايران - سپهپت ) ناميده شده باشد . ( 4 ) - پاتكانيان ( ژورنال آزياتيك سال 1866 ج 1 ص 132 ) نام اعضاى اين خاندان را در يكجا آورده است ولى اشتباه او در اينجا است كه او بيشتر كسانى را كه نامشان با مهر تركيب مىشده است نيز جزو اعضاى خاندان به شمار آورده است و اين معنى را شپيگل نيز متوجّه شده است . چون من مىتوانم بر صورت نامهاى او بيفزايم مىخواهم در اينجا آنچه در اين باره مىدانم بياورم . مهرانها به گفتهء ثئوفيلاكتوس ( 18 / 3 ) از جمله هفت خاندان ممتاز مشهور بودهاند ( طبرى چاپ Kosegarten ج 2 ص 14 ؛ مقايسه شود با ابن الاثير ج 2 ص 423 ) و در حقيقت خون و نسب ايشان به اشكانيان مىرسد چنان كه فردوسى نيز ( ص 1879 ) بهرام چوبين را كه از مهرانها بود از خاندان اشكانيان مىداند ( طبرى همچنين مىگويد كه چگونه بشتاسپ هفت خاندان را معيّن كرد ، او امّا چهار خاندان را نام مىبرد كه نام مهران در ميان آن نيست . شايد او همان سپنديار پهلوى بوده است كه در رى مىنشسته است يعنى جائى كه بعدها مهرانها در آن ساكن بودهاند ؟ ) ؛ در زمان شاپور دوّم مرنس Merenes نامى بوده است ( آمّيان 11 / 1 / 25 و 13 / 3 ) . پيرك مهران در زمان سلطنت بهرام گور ( دينورى ، رجوع شود به زيرنويس شمارهء 2 صفحهء 127 ) ؛ رهم مهران كه به خاطر تاج و تخت پيروز جنگيد ( اليزئوس ، لانگلوا ج 2 ص 249 ) و برادر رضاعى اين پادشاه به نام ايزت - وشنسپ مهران ( اليزئوس ص 249 و لازار فرپى ص 323 ؛ به نظر مىرسد كه اين خاندان به توسط پيروز مخصوصا اقتدار بيشترى به دست آورده باشد ) ؛ شاپور رازى از خاندان مهران در زمان پيروز و بلاش و كواذ ( رجوع شود به متن و مطالب آينده ) ؛